مرتضى مطهرى

521

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

روح مطلب در اينجا همين است كه بيان كرديم . روح مطلب همان بوده است كه عرفا در باب شناخت وجود گفته‌اند ، منتها براهينى هم كه فلاسفه ، يعنى فلاسفهء قبل از صدرا در مورد امتناع اعادهء معدوم اقامه كرده‌اند - كه همين براهينى است كه حاجى در اينجا ذكر مىكند - با نظر عرفا جور در مىآيد . صدر المتألّهين مىگويد با اينكه اين فلاسفه خودشان متوجه آن مبانى نبوده‌اند ولى براهينى كه اقامه كرده‌اند با آن مبانى جور در مىآيد ؛ يعنى اين براهينى كه در اينجا ذكر مىكنند بر مبناى همان اصل متقوم بودن مرتبهء هر موجود است براى آن موجود ؛ و در واقع آنچه كه اين براهين و اين استدلالها را مايه‌دارتر مىكند همان حرف عرفاست و لهذا مرحوم آخوند وقتى كه حرف عرفا را در اين زمينه نقل مىكند بعد مىگويد كه اين مطلبى است كه بنابر ذوق عرفا گفتيم و مطلب درست همين است ، و بعد مىگويد : « و هيهنا استبصارات تنبيهيّة ذكرها شيوخ الفلسفة العامية » « 1 » كه مقصودش از شيوخ فلسفهء عاميه امثال بوعلى است . مىگويد حرفهاى اينها هم استبصارهاى تنبيهى و خوبى است كه گفته‌اند و حرفهاى درستى هم هست ، يعنى اين حرفها با همين مبنا هم جور درمىآيد . ما يك مقدار از اين براهين و استدلالها را در درسهاى قبل گفته‌ايم و ديگر تكرار نمىكنيم . اكنون مىپردازيم به بقيه استدلالها و براهينى كه در اين مورد ذكر كرده‌اند . برهان سوم از جمله استدلالهايى كه همان شيوخ فلسفهء عاميه ( به قول ملاصدرا ) در مورد

--> هم همين طور است . اگر مكان مقوم شىء نباشد و امرى بيرون از وجود شىء باشد چگونه مىتوان گفت كه امتداد مكانى شىء فلان مقدار است ؟ - ولى بنده يك چيزى به خاطرم مىرسد كه اين فلاسفه هيچ وقت « لا ادرى » بلد نيستند ؛ انگار هر مطلبى را بايد حتما توجيهش كنند ! ( خندهء استاد و ديگران ) . استاد : آخر حرفى را كه مىخواهند بزنند كه با لا ادرى نمىتوانند بزنند . آنها حرفشان را مىزنند ولى حرفى را كه مىدانند مىزنند . ( 1 ) [ رجوع شود به اسفار چاپ جديد ، ج 1 / ص 356 كه در آنجا پس از نقل كلام عرفا مىگويد : « هذا تحقيق الكلام فى هذا المرام على ذوق ارباب العرفان و وجدان اهل الايقان » و سپس مىگويد : « و هيهنا استبصارات تنبيهية ذكرها شيوخ الفلسفة العامية و رؤسائهم فى زبرهم . . . » . ]